|
بایگانی یادداشتها
پیوندهای وبلاگ
اشعار حافظ، سعدی، مولوی
شورای گسترش زبان فارسی لغتنامهی آنلاین دهخدا ریرا (اشعار فارسی) جرعهی جام پیوندهای روزانه
لغتنامهی فارسی - آلمانی
اصطلاحات عاشقان قدیمی شجره نامهی زبان فارسی نگارش صحیح متون فارسی واژگان فارسی در قرآن برگردان «هزار و یک شب» [بایگانی] جستجو در یادداشتها
|
یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه[1] همیگردید و نظر میکرد. سایر حکما از تأویل این فروماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت: هنوز نگرانست که ملکش با دگرانست.
کز هستیاش به روی زمین بر، نشان نماند وان پیر لاشه را که سپردند زیر گل خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند زنده است نام فرّخ نوشینروان بخیر گر چه بسی گذشت که نوشینروان نماند خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر زان پیشتر که بانگ برآید فلان نماند [1]- کاسهی چشم [2]- تعبیر خواب
شنبه 1386/12/04 |
آخرين يادداشتها
» حکایت بیست و سوم
» حکایت بیست و دوم » حکایت بیست و یکم » حکایت بیستم » حکایت نوزدهم » حکایت هجدهم » حکایت هفدهم » حکایت شانزدهم » حکایت پانزدهم » حکایت چهاردهم » حکایت سیزدهم » حکایت دوازدهم » حکایت یازدهم » حکایت دهم » حکایت نهم دسته بندی یادداشتها
نویسندگان
|
|||||||||
|
|||||||||||
دسته: گلستان سعدی