تبليغاتX
گلستان حکایات
بایگانی یادداشت‌ها
پیوندهای وبلاگ
پیوندهای روزانه
جستجو در یادداشت‌ها

« حکایت یازدهم »

درویشی مستجب‌الدعوه[1] در بغداد پدید آمد. حجاج یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت: دعای خیری بر من کن. گفت: خدایا جانش بستان. گفت: از بهر خدای این چه دعاست!؟ گفت: این دعای خیرست ترا و جمله مسلمانان را.
ای زبردستِ زیردست آزار      گرم تا به کی بماند این بازار
به چه کارآیدت جهانداری       مردنت به که مردم آزاری



[1]- دعا قبول شده.


نویسنده: الهام
دسته: گلستان سعدی


آخرين يادداشت‌ها
دسته بندی یادداشت‌ها
نویسندگان
  تمام حقوق متعلق است به وبلاگ گلستان حکایات