|
بایگانی یادداشتها
پیوندهای وبلاگ
اشعار حافظ، سعدی، مولوی
شورای گسترش زبان فارسی لغتنامهی آنلاین دهخدا ریرا (اشعار فارسی) جرعهی جام پیوندهای روزانه
لغتنامهی فارسی - آلمانی
اصطلاحات عاشقان قدیمی شجره نامهی زبان فارسی نگارش صحیح متون فارسی واژگان فارسی در قرآن برگردان «هزار و یک شب» [بایگانی] جستجو در یادداشتها
|
ملکزادهای گنج فراوان از پدر میراث یافت، دست کرم بر گشاد و داد و سخاوت بداد و نعمت بیدریغ بر سپاه و رعیت بریخت.
نیاساید مشام از طلبه[1] عود[2] بر آتش نه که چون عنبر ببوید بزرگی بایدت بخشندگی کن که دانه تا نیفشانی نروید یکی از جلسای[3] بیتدبیر ، نصیحتش آغاز کرد که ملوک پیشین مرین نعمت را به سعی اندوختهاند و برای مصلحتی نهاده؛ دست ازین حرکت کوتاه کن که واقعهها[4] در پیش است و دشمنان از پس، نباید که وقت حاجت فرومانی. اگر گنجی کنی بر عامیان بخش رسد هر کدخدایی را برنجی چرا نستانی از هر یک جوی سیم که گردآید ترا هر وقت گنجی ملک روی از این سخن بهم آورد و مرو را زجر فرمود و گفت: مرا خداوند تعالی مالک این مملکت گردانیده است تا بخورم و ببخشم نه پاسبان که نگاه دارم. قارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشت نوشینروان نمرد که نام نکو گذاشت [1]- صندوقچه. [2]- چوبی است سیاهرنگ از درخت عود ، چون در آتش اندازند دود آن خوشبو و معطر باشد. [3]- همنشینان. [4]- حادثه، سختی.
شنبه 1387/01/03 |
آخرين يادداشتها
» حکایت بیست و سوم
» حکایت بیست و دوم » حکایت بیست و یکم » حکایت بیستم » حکایت نوزدهم » حکایت هجدهم » حکایت هفدهم » حکایت شانزدهم » حکایت پانزدهم » حکایت چهاردهم » حکایت سیزدهم » حکایت دوازدهم » حکایت یازدهم » حکایت دهم » حکایت نهم دسته بندی یادداشتها
نویسندگان
|
|||||||||
|
|||||||||||
دسته: گلستان سعدی