|
بایگانی یادداشتها
پیوندهای وبلاگ
اشعار حافظ، سعدی، مولوی
شورای گسترش زبان فارسی لغتنامهی آنلاین دهخدا ریرا (اشعار فارسی) جرعهی جام پیوندهای روزانه
لغتنامهی فارسی - آلمانی
اصطلاحات عاشقان قدیمی شجره نامهی زبان فارسی نگارش صحیح متون فارسی واژگان فارسی در قرآن برگردان «هزار و یک شب» [بایگانی] جستجو در یادداشتها
|
یکی از وزرا پیش ذوالنون مصری رفت و همت خواست، که روز و شب خدمت سلطان مشغولم و بخیرش امیدوار و از عقوبتش ترسان. ذوالنون بگریست و گفت: اگر من خدای عزوجل را چنین پرستیدمی که تو سلطان را، از جمله صدیقان بودمی.
گر نه امید و بیم راحت و رنج پای درویش بر فلک بودی ور وزیر از خدای بترسیدی همچنان کز مَلِک، مَلَک بودی
دوشنبه 1387/01/19 |
آخرين يادداشتها
» حکایت بیست و سوم
» حکایت بیست و دوم » حکایت بیست و یکم » حکایت بیستم » حکایت نوزدهم » حکایت هجدهم » حکایت هفدهم » حکایت شانزدهم » حکایت پانزدهم » حکایت چهاردهم » حکایت سیزدهم » حکایت دوازدهم » حکایت یازدهم » حکایت دهم » حکایت نهم دسته بندی یادداشتها
نویسندگان
|
|||||||||
|
|||||||||||
دسته: گلستان سعدی